سایت فارسی زبان کارینا کاپور


 
الرئيسيةPortalپرسشهاي متداولليست اعضاثبت نامورود

شاطر | 
 

 خلاصه ی فیلمهای شاهید

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل 
نويسندهپيام
Amrita_K
مدیر کل سایت
مدیر کل سایت


تعداد پستها : 886
تاریخ عضویت : 2009-09-25
Age : 25
آدرس پستي : ---

پستعنوان: خلاصه ی فیلمهای شاهید   3/10/2009, 2:35 am

تو این تاپیک خلاصه ی تموم فیلمهای شاهید قرار می گیرد. :arrow: :farao:
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
http://kareenakapoor-hot.forumotion.com
Amrita_K
مدیر کل سایت
مدیر کل سایت


تعداد پستها : 886
تاریخ عضویت : 2009-09-25
Age : 25
آدرس پستي : ---

پستعنوان: رد: خلاصه ی فیلمهای شاهید   3/10/2009, 3:04 am

فیلم فیدا
بازیگران :شاهید کاپور،کارینا کاپور و فردین خان




جی (شاهید)دررویاهای خود دختری را میپرورونه که عاشقانه دوسش داره جی یه دوست بسیار صمیمی به نام سونیا(کیم شرما)داره که فقط به چشم یه دوست بهش نگاه میکنه نه چیز دیگه ای...اما روزی در یک ترافیک جی متوجه ی دختری میشه که سوار بر ماشین میشه بادیدن اوحس میکنه که دختر رویاهاشو پیدا کرده...
روز از اون دختر کلی برای سونیا میگه وسونیا همیشه با شیطنت هاش جوابشو میده.
چند روز بعد که جی برروی پنجره ی خونش به بیرون نگاه میکنه اون دخترو دوباره میبینه ...بسرعت از خونه بیرون میاد که میبینه اون دختره رفته از چند نفر میپرسه که میگن رفته معبد بسرعت به اونجا میره و نها(کارینا)رو در اونجا میبینه کمی باهم صحبت میکنن روز بعد باچند دسته ی گل به خونه ی نها میره واون روبه جشنی که داره دعوت میکنه اما نها نمیره ...فردای اون روز جی نها رو در کافی شاب میبینه به طرفش میره و کمی باهاش صحبت میکنه ...جی از صحبتهای نها متوجه میشه که نها بهش علاقه نداره پس خودکشی میکنه اما چون به موقع به بیمارستان میرسوننش حالش خوب میشه.
سونیا به سراغ نها میره واونو نزد جی میبره نها با دیدن جی متوجه میشه که اون واقعا دوستش داره.وقتی جی به هوش میاد نها رو جلوی خودش میبینه خیلی خوشحال میشه تواین قسمت love می ترکونن باهم دوست میشن یه شعر رومانس میخونن .
سونیا برای ازدواج به کشور لندن میره وجی از این موضوع بسیار ناراحت میشه.
روز بعد یه گروه به خونه ی نها حمله میکنن(نمیدونم از طرف کین ولی یه جورایی حس میکنم که پدرش به اونا قرض داره و اونا قرضشونو می خوان) اونا مبلغ 60 میلیون تومن میخوان.جی خونه ها به فروش میذاره ولی نمیتونه به قیمت 60 میلیون برسونه پس تصمیم میگیره که از بانک سرقت کنه در اونجا بادیدن پولهای زیاد ویکرام(فردین خان؟)اونو تا خونش دنبال میکنه وشب برای دزدی میره که گیر میوفته ولی با ویکرام معامله میکنه که 60 میلیون روقرض بگیره
ویکرام به اون میگه 70 میلیون بهت میدم به جاش هر چی تو زندگی داری روازت میگیرم(منظورش دوست دختر جی هست)جی میگه همون 60 میلیون و ویکرام میگه:زندگیت...جی:قبول...ویکرا م مراحل رفتن به سایت اینترنتی رو برای جی میگه...
جی بااین کارش گیر میوفته وازمیان اون همه جنگ در گیری خودشو نجات میده به سمت خونه ی نها میره (جی با خودش فکر میکرد که عشق بین نها وخودش باعث میشه که نها خودش بازبون خودش به ویکرام جواب منفی میده ولی نها دور از این انتظارها بود)درحمومو میزنه که نها و ویکرام رو داخل حموم میبینه
بعد از کلی زخم زبون توسط نها(وای عجب نامردی کرد کارینا)و ویکرام جی اونجا رو ترک میکنه پلیس جی رو دنبال میکنه جی خودش روبه قطار میرسونه وسوار میشه اما از شانس بد یه پلیس هم داخل قطار میشه
جی در گوشه ای از قطار میشینه وبه اون صحنه ها فکر میکنه بلند داد میزنه و گریه میکنه..دراین لحظه یه پلیس به جی تیر اندازی میکنه وجی از قطار به بیرون پرت میشه تو آب اقیانوس میوفته.
4 سال بعد همه چیز تغییر میکنه جی وویکرام باهم ازدواج میکنن جی مثل سایه اونا رو دنبال میکنه آزار و اذیت میکنه(فقط نها)بعد تماس جی با ویکرام نمیدونم چه شکلی میشه که وقتی جی وارد خونش میشه ویکرام رو دراونجا میبینه بعد کلی کتک کاری طوری میشه که جی از پنجره توسط ویکرام به بیرون پرت میشه و روی یه ماشین میوفته طوری که ماشین شیشه هاش همه خورد میشه نها به ویکرام زنگ میزنه ومیگه کشتیش ...
ویکرام:آره...ولی جی نمرده بود دوباره (نمیدونم کیا)به بیمارستان میرسوننشو خوب میشه...
بعد که نها فکر میکنه جی مرده عذاب وجدان میگیره...دچار بی خوابی میشه حتی با جی هم مثل سابق برخورد نمیکرد...یه روز توی کشتی که ویکرام از نها غافل میشه جی اون می دوزده...
وبه یه جای خرابه میبره بعد به ویکرام زنگ میزنه و باهاش قرار میزاره وکلی به ویکرام تیکه می پرونه
واون پیش نها میبره اما نها توسط یه گروه که خود ویکرام اونا رو میشناخت دوزدیده میشه اونا بادیدن نها تعجب میکنن و به سرعت به بلای ساختمان متروکه میرن اون مرده از ویکرام میخواد که توی همون سایت اینترنت بانک بره که همون موقع طبق اشاره های جی و ویکرام جی شوع به کتک کاری میکنه و اونا روباهم میکشن بعد ویکرام از جی تشکر میکنه که جی میگه:چه تشکری ...توطلب کاری باید یکی بمیره...ویکرام:تومی میری
بعد باهم می جنگن وجی روی ویکرام میوفته و گلوشو می گیره که داشت خفه اش میکرد نها با یه چوب میزنه توی سر جی و میگه:بلند شو ویکرام...بکشش....جی خیره به نها نگاه میکنه و تعجب میکنه و ویکرام با اصلحه به جی شلیک میکنه وبعد دوباره زخم وزبوناشون به جی شروع میشه...دراین جی متوجه ی اصلحه ای زیر چوب میشه اونا برمیداره به طرف ویکرام نگه میداره هردو تعجب میکنن حالا نوبت جی شده بود که تیکه بپرونه و این کارم میکننه وبعد به طور غیر منتظره اصلحه رو به طرف نها میبره به مغز نها شلیک میکنه وهردو(جی و نها)باهم روی زمین میوفتن این تیکه اینقدر قشنگ بود ...
جی میگه:تادیروز من عشق داشتم ولی پول نداشتم ...امروز تو پول داری ولی عشق نداری.وکلی حرفای دیگه که بنویسم وقتمو میگیره...


اين مطلب آخرين بار توسط amrita در 3/10/2009, 3:11 am ، و در مجموع 1 بار ويرايش شده است.
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
http://kareenakapoor-hot.forumotion.com
Amrita_K
مدیر کل سایت
مدیر کل سایت


تعداد پستها : 886
تاریخ عضویت : 2009-09-25
Age : 25
آدرس پستي : ---

پستعنوان: کسمت کانکشن   3/10/2009, 3:10 am

فیلم کیسمت کانکشن

بازیگران:شاهید کاپور ویدیا بالان و ام پوری




راج مالهوترا(شاهید کاپور)پسر جوونی هستش که تو زنگیش شانس نداره..تو هرکارو راهی که قدم میذاره با بدشانسی مواجه میشه..دیگه کلافه میشه و نمیدونه که باید چیکا رکنه..در دوران کالج بسیار موفق بود و جوایزهای زیادی رو دریافت کرده بود....ولی بعد اون...
راج در رختخواب خوابیده..ساعتی که در کنارش قرار داره هم خوابیده و ظاهرا راج از قرارش جا مونده..در این لحظه هیتین(اسم اصلی این پسره رو نمیدونم) به راج زنگ میزنه با صحبتهای هیتین راج متوجه میشه که از قرار جا مونده و دیرش شدهبسرعت از جاش بلند میشه و حموم میکنه و حاضر میشه و بطرف ماشینش میرهولی هر چی استارت میزنه ماشین روشن نمیشهپس از ماشین پیاده میشه و سر خیابون میره تا ماشین بگیره ولی وقتی به کیف پولش نگاه یکنه میبینه که هیچ پولی توش نیستپس تصمیم میگیره تمام راه رو بدویه و بالاخره خودشو به قرار میرسونه..راج مساله رو برای هیتین و دوست ختر هیتین تعریف میکنه بعد از کلی راه رفتن به شرکت آقای لالوانی میرسن ..جایی که قرار بود در اونجا کار کنن(یعنی باید صحبت می کردن تا برای کار استخدامشون کنن)از منشی اونجا میپرسن که با آقای لالوانی کار داریم.. منشی شروع میکنه به گریه کردن...راج و هیتین بسیارتعجب میکنن...راج از یه مرد دیگه که کارمند اونجا بود(احتمالا)می پرسه که کجا می تونیم آقای لالوانی رو ببینیم ولی اون مردهم با شنیدن این حرف شروع میکنه به گریه کردنراج و هیتین خخخخخخخخخییییییلللللللللیییییییییی متعجب میشن که چه چیزی ممکنه باشه آیا از حضور خودشون و دیدنشون همه به گریه کردن مییفتن یا نه؟؟؟؟؟

راج یه بار دیگه همون سوالو از مرده می پرسه که مرده بعد کلی اشاره دادن که نه راج ونه هیتین متوجه میشن میگه: وو مرگیه..یعنی اون مرده بعد این که راج میپرسه چرا و چطوری مرده اونجا رو ترک می کنن بعد میرن یه جایی میشینن(راج و هیتین و دوست دخترش) راج مثه دیوونه ها با خدا صحبت میکنه..میگه:ایناف.. ایناف...یه کیا تو پر بته بته تماشا دکتا رهتاهه..هماری تو...کافیه ..این چیه که تو از اون بالا نگاه میکنی ازش می گذری(دوستان من نمیگم معنی کاملش اینه ولی دارم مفهوم حرفشو براتون میگم..)بعد کلی صحبت اون روزشون تموم میشه.
روز بعد راج خدارو شکربا ماشین خودش سر قرار با هیتین میره ولی بازم دیر..هیتین به راج زنگ میزنه که چرا دیر کرده و درهمین حال ناگهان یه ماشین سبز روشن جلوی ماشین راج ظاهر میشه..ولی خدا رو شکر با هم تصادف نمی کننراج اول از همه خدا رو شکر میکنه و بعد شروع به دعواگرفتن با پریا(ویدیا بالان) که راننده ی همون ماشین سبزه بود میکنه..پریا سعی میکنه کار
خودشو اثبات کنه و چندین بارم عذرخواهی میکنه ولی راج اونقده عصبانی بود که هیچی حالیش نمیشد..بعد کلی جروبحث راج می فهمه که اگه این لحظه منظورم همین اکسیدنت یا تصادفی که پیش اومد
پیش نمی یومد(تصادف نکردنا نزدیک بود)و ماشینش رو جای اون ماشینی که الان جای راج پارک کرده پارک میکرد..اون جعبه ی رنگ سر ماشین خودش می ریختخلاصه پریا بازم از راج عذرخواهی می کنه و بعدش می گه:good for u که راج ادای پریا رو درمیاره و
میگه:good for u و بعد هر کدوم سوار ماشینشون میشن و میرن ولی هیچ نگاه و رفتار عاشقانه ای در بین اونا رد و بدل نمیشه
.
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
http://kareenakapoor-hot.forumotion.com
Amrita_K
مدیر کل سایت
مدیر کل سایت


تعداد پستها : 886
تاریخ عضویت : 2009-09-25
Age : 25
آدرس پستي : ---

پستعنوان: رد: خلاصه ی فیلمهای شاهید   3/10/2009, 3:17 am

قسمت دوم فیلم کیسمت کانکشن

گیل ( ام پوری) از اتاق خودش در می یاد که منشی می گه : راج مالهوترا ، هیتین پاتل.گیل اسم جفتشونو دوباره تکرار می کنه که راج و هیتین هر دو از جاشون بلند میشن و سلام می کنن.در این لحظه گیل دستشو روی قلبش می زاره که در اون لحظه راج و هیتین حس می کنن قلبشو گرفته..که یدفعی ام می گه : ااااا ، و دنبال یه چیزی تو جیب کتش می گرده که اون دوتا خیالشون راحت میشه و یه آه راحت می کشن..گیل گوشیشو از جیبش در می یاره و میگه : yes , yes و بعد رد تماس می زنه و می گه : راج مالهوترا ، come , come

راج با خوشحالی به هیتین می گه بریم.در همین لحظه دیو می گه : سلام uncle ( نمیدونم عمو یا دایی) گیل هم باهاش سلام می کنه و بعد یه احوالپرسی مخصر دیو یه چیزی به گیلمیده ..راج هم به هیتین نگاه می کنه سرشو تکون میده چون از کلکای دیو با خبر شده بود.گیل راج و دیو به هم معرفی می کنه و راج هم با خنده تشکر می کنه از دیو.بعد هم گیل نوبت راج رو به دیو میده راج از این مساله بسیار ناراحت میشه.به همراه هیتین میره روی مبل میشینه منتظر ...تا که میبینه یه سگ بهش نزدیکه شده میگه : اه..این سگ کیه؟ که می بینه صاحب سگ داره میاد یه زن چاق قد کوتاه( هنرپیشه معروفه ، تو فیلم کوچ کوچ هوتاهه اون زنه که تو زمان دانشکده تو خونه کاجول باهاش زنگی میکرد همون)زنه با سگه یه طرف دیگه مبل میشینه که منشی میگه سلام خانوم گیل..که راج و هیتین متوجه می شن که این زن آقای گیل(نمیدونم گیل یا گرل) هستش راج زنه رو صدا می کنه و از سگش تعریف می کنه زنه هم خوشش می یاد بعد کلی صحبت آقای گیل از اتاق بیرون میاد.چشمش به زنش میوفته و

می گه:دارلینگ یا عزیزم تو اینجا چیکار می کنی؟

با کارها و صحبتهایی که راج و هیتین کرده بودن به محض اومدن آقای گیل زنه از اونا تعریف می کنه ..آقای گیل به زنش می گه بریم تو اتاق خودش صحبت کنه که راج می گه : آقا ملاقتتون با ما ، گیل می گه : اوووووووو...من امروز نمیتونم باهاتون حرف بزنم..به منشی می گه که قرار ملاقاتشونوبه یه روز دیگه به تعویض بنداز و یادم بیار..گیل با همسرش میره.. بعد از رفتن آقای گیل دیو نگاه خنده دداری به راج و هیتین می کنه و میگه : آقای راج مالهوترا ، کسی که

تو کالج شهرت زیادی داشت آقای گیل سگ خونگیشو به تو ترجیح داد،تو بهتره نوکری کنیاین جا کاری برای تو نیست که انجامش بدی ، راج به دیو نگاه می کنه ولی هیچ جوابی نمیده دیو می گه :اینجا کالج نیست و یکمی حرف میزنه که من نمی فهمم..

راج و هیتین از شرکت بیرون میان بعد یکمی صحبت هیتین از راج می خواد که بیادخونه ی اون ولی راج قبول نمی کنه و تا شب بیرون می گرده دیر وقت خونه میره.

روی مبل می شینه و کفاشاشو می کنهبعد تلویزیزونو روشن می کنه و اشکو از چشماش پاک می کنه از اونجایی که بدشانسه برق میره و به بالا نگاه می کنه می گه : مه هر کیا (فکر کنم می گه من کیم یا چیم)و بعد می خوابه

راج تو خوابه که یدفعی تلویزیون روشن می شه و یه خانومی که از آینده خبر میده و سحر و جادو می کنه رو نشون میده راج از جاش بلند میشه شمارششو می نویسه که دوباره برق میره.

اونم کاغذو مچاله می کنه پرتش می کنه یکم اونطرف تر ولی دوباره به کاغذ نگاه می کنه ..

صبح همون روز به اون ادرس میره یکمی به کاغذ نگاه می کنه ولی تصمیم می گیره که داخل نره و بر می گرده اسم اون زنه هم " هسینا بانو جان " بود که یه صدایی می شنوه ..وتک تک چراغهایحیاط روشن میشه راج سرشو می خوارونه و وارد اون خونه میشه

و اطرافش نگاه می کنه ولی کسی رو نمیبینه یدفعی یه صدایی می گه : آکه ، آجا ؛یعنی این چشما بیاد..دوباهر میگه بیا ..بیازنه می گه : گهاهو توم گهاهوتوم ، راج میگه : مه تو یهاهو پر ، آپ گهاهه ،تومهاره پاس ، یعنی من
اینجام ، شما کجایی ؟؟؟؟
هسینا ( جوهی چاولا) می گه : پشت سر تو ،

راج می ترسه و برمی گرده..بعد یکمی صحبت ، هسینا طالع راج رو می خونه و بهش می گه یه موقعیت خوب تو زندگی بدس میاری و راج از شرکت می گه ولی از بدشانسی گوی سحر و جادو بخاطر بخت بد راج خاموش میشه و نورشو از دست میده. راج هم با ناراحتی از جاش بلند میشه که یدفعی گوی سحر آمیز روشن میشه و هسینا راج رو صدا می کنهمی گه یه کوچ هه یه امیدهه ، یعنی یه چیزی هست یه امیدی هست راج بدو سر جاش برمی گرده ،

میگه : یعنی یه شانس یا قسمت ، و هسینا کلی براش در این باره حرف میزنه و برای این کارش از راج مبلغ 10 دلار می گیره.راج اونجا رو ترک می کنه.روز بعد راج به بانک میره و بوسیله ی کارتش می خواد زوودتر پولشو بگیره ولی باز هم از بخت بد راج کارت داخل دستگاه نمیره خیلی تلاش می کنه ، عده ی زیادی صف موندن ولی راج همچنان درگیره.
پریا وقتی صف رو می بینه از یکیشون میپرسه که چه مشکلی پیش اومده و مرده هم براش میگه...

پریا در و باز می کنه و میگه که زودتر کارشو تموم کنه کلی آدم تو صفن ، راج می گه:
باید صبر کنه تا مشکلش حل شه که در این لحظه پریا راجو می شناسه و میگه : تو ، راجم پریا رو نگاه می کنه و میگه :اوووووووو توم

پریا میگه : این همه آدم بیرون منتظرن اونوقت تو داری چیکار میکنی؟ راجم می گه: من کاری نمی کنم ظاهرا این دستگاه مشکل داره و دوباره به کارش ادامه میده.

پریا به سوی راج میره و یواش می گه : احمق و کارتو ازش می گیره و خیلی راحت وار دستگاه می کنه و به راج می گه که شماره کارتشو بهش بده ..راج می خنده و می گه : اووووووووو من شماره کاتمو بدم به تو 1432 و...(شمارشو دیگه ننوشتم تا آخر)

پریا از اونجا خارج میشه..راج ریلکس از جایگاه در میاد در حالی مشغول انداختن پول تو کیف جیبیشه به پریا نگاه می کنه و براش ادا در میاره پریا هم می گه اجلت.

که راج می گه : Im sorry ( متاسفم)
ایکس کیوزمی ،کیا گها آپنه ) ببخشید ، شما چی گفتین)
پریا می گه گفتم اجلت یعنی نادان که راج می گه : دکیه مادم ، جو پی نامه اپکا (ببین خانوم ،نادان
اسم خودته)
تو نمیونی این جوری شرافت منو از بین ببری .. پریاهم می گه :اااووووووو
راج می گه : اپ جانتی نهی مه کون هو ، you do no ( تو نمیدونی من کی هستم ، تو نمی دونی)
پریا میگه : آچا (خب)
راج از مردی که کنار پریا بود پرسید: عمو جان شما بهش بگین من کیم ظاهرا این خانوم نمیدونن من کیم ؟؟؟؟؟؟؟؟

مرده میگه : تو کونو بتی ( تو کی هستی پسرم ؟؟؟؟؟؟؟؟)

پریا می خنده و راج کارتشو از جیبش در میاره و میگه این کارت منه( می گه من معمارم که پریا باورش نمیشه ) ببین که پریا کارتو ازش می گیره و پرتش می کنه و میوفته روی یه مرد همرده کاتو بر میداره میگه معمار راج مالهوترا ، به سمت راج میره و میگه ببخشید راج می گه : بولیه ( بگو)
مرده میگه من یوگیش مهرا هستم ، راج میگه : من چیکار کنم
مرده می گه من تو کارم به شما احتیاج دارم.راج بامرده دست میده با خنده ..مرده از شانس راج حرف میزنه که پریا از بدشانسی راج میگه و راجم یدفعه می گه: ببخشید خانوم من از این کار شما اصلا خوشم نمیاد و ناگهان داد میزنه و میگه : سمچا (فهمیدی) پریا هم از ترس تو جاش خشک میشه راج ناگهان متوجه حضور مرده میشه با خنده مرده رو با خودش میبره.
راج و هیتین در شرکت مشغول کار میشن البته برای ساخت یه چیزی مثل قسمت بالای اپن آشپزخونه و بعد ساخت مرده خیلی ازش تعریف میکنه و میگه خیلی خوشگل شده..
very nice
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
http://kareenakapoor-hot.forumotion.com
Amrita_K
مدیر کل سایت
مدیر کل سایت


تعداد پستها : 886
تاریخ عضویت : 2009-09-25
Age : 25
آدرس پستي : ---

پستعنوان: رد: خلاصه ی فیلمهای شاهید   3/10/2009, 5:05 am

آقای گل تصمیم می گره با یه آقای سینا برای بازی بیلیارد شرط ببنده این دو تا مرد کلی باهم صحبت می کنن که راج از راه میرسه
و وقتی با آقای گل احوالپرسی می کنه گل اونو بجا نمی یاره که راج میگه : من راجم که به شرکت شما اومده بودم و گل اونو تازه بجا میاره و باهاش احوالپرسی می کنه و عذرخواهی کنه که اون روز .نتونست باهاش ملاقات کنه.

پریا هم همراه کارن به اونجا اومده بود اما کارن نگاهش به سمت دیگه ای بود دنبال کسی میگشت و دنبال مایا که دوست دخترش بود و پریا از اون بی خبر بود می گشت تا که اونو همرا ه یه پیر مرد می بینه ، کارن و مایا باهم روبوسی میکنن و شروع به صحبت کردن می کنن که پریا میون حرفشون تقاضای رفتن می کنه ، میره
پریا یکی دوستاشو می بینه و باهاش سلام می کنه که یدفعی به راج برخورد میکنه، دست راج یه .لیوان آب بود که نصف آب لیوان بیرون میریزه که یدفعی همدیگرو میبینن که راج می گه : هاهاها، This is yar (اینه دوست).که فکر کنم اینجا اینو میگه : من فقط ۵ دقیقه اینجام که پریاهم میگه : من اعتقاد دارم که تو مصیبتی و راج در جواب میگه :اکسکیوزی مم، اکسکیوزمی
.ببخشین خانم ، ببخشین مصیبت رو من بوجود نمیارم تو بوجود میاری که نصف آب لیوانم ریخت و پریا عذر خواهی میکنه ( اینجا یه چیزی میگه من نمیفهمم)
:راجم با شنیدن این حرفش یه سری حرف به پریا میرنه و از پپیشش میره که پریا یواش میگه (creazyدیوونه واونم میره)

وقتی راج بر میگرده هیتین بهش میگه : کجا بودی و بعد کمی صحبت راج آبو به گیل میده که گیل نمی گیره ،یکمی میگذره که اون مرده از بازی گیل نا امید میشه که راج تصمیم می گیره یکمی توضیح به گیل در رابطه با بازی بده و کلی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی صحبت می کنه که بعداتمام صحبتش همه تعجب کرده بودن و به راج نگاه می کردن
بعد از این صحبتا دیو به راج میگه که خودش چرا بازی رو قبول نمی کنه و راج .انکار می کنه میگه : آقای گیل و آقای سینا باهم بازی میکنن
دیو میگه نه آقای سینا با شما میخوان بازی کنن مگه نه آقای سینا ؟
سینا هم میگه آره و راجم به ناچار قبول می کنه.بیاد آماده بشه و دسته رو از گیل می گیره و خم و به توپا نگاه می کنه و زیر زبونی شروع می کنه به دعا کردن، که در همین حین پریا راجو میبینه و به سمتش میره تا اونو در بازی بازنده کنه ، پس به سمتش حرکت می کنه و راج هم همچنان زیر لب دعا می کنه و همگان همچنان اونو نگاه میکنن ، پریا به راج نزدیک میشه و با حقه
دستشو به دسته چوپی بیلیارد میزنه وراج سرپا میشه و به پریا نگاه میکنه که درحال رفتن بود و :evil:
پریاهم برمیگرده و بادستش یه ادایی دار میاره و میخنده و میره ،راج همچنان به پریا نگاه می کنه توپ یکمی از میز بالا میره و دوباره به کف میز می خوره ، راج با ناراحتی به گیلو بفیه نگاه می کنه
:cry:
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
http://kareenakapoor-hot.forumotion.com
Amrita_K
مدیر کل سایت
مدیر کل سایت


تعداد پستها : 886
تاریخ عضویت : 2009-09-25
Age : 25
آدرس پستي : ---

پستعنوان: رد: خلاصه ی فیلمهای شاهید   3/10/2009, 5:09 am



میبینه همه دارن توپ رو نگاه می کنن ، خودشوم نگاه میکنه و میبینه که توپ همچنان درحال حرکت روی میزه پس توپ رو با نگاش دنبال می کنه ،که میبینه توپ به سمت سوراخ حرکت می کنه پس دقیقتر نگاه میکنه ، توپ به سوراخ نزدیک میشه کمی می ایسته و ناگهان به درون پرتاپ میشه ، اما دست میزنن و خوشحال میشن ، غیر ازدیو
گیل به دیو میگه که دیدی راج برنده شد که دیو میگه نه اینا همه قسمته ، و راج تو خیلی lucy(خوش شانس ) هستی ، راج با شنیدن این حرف دیو یاد حرفای بانو حسینا جان میوفته و تکه تکه از جایی که اگه پریا نبود دچار مشکل میشد مثه تصادف که اگه پیش نمیومد سطل رنگ(بجای اینکه روی ماشین اون شخص بریزه روی ماشین خودش میریخت افتاد :P
پس دیگه هیچ چیز و هیچ صدایی رو نمیشنید.پس زود به سمتی که پریا بود نگاه می کنه و پریا رو میبینه که از این مکان خارج شد.تا میخواد دنبالش بره ، گیل دست راجو می گیره :twisted:
راج میگه :وان مینتس (یعنی یک دقیقه ) که گیل میگه یک دقیقه نه وکلی حرف میزنه و میگه کارتمو بگیر بهم زنگ بزن تا گیل یه مرده رو صدا میکنه راج در میره از اونجا خارج میشه ولی.پریا رو نمی بینه پس بسیار ناراحت میشه ، صبح روز بعد پیش بانو هسینا جان میره
(هسینا میگه : مبارک هو (مبارکه

(راج می گه :لیکین وو ایک لرکی هه ( ولی اون یه دختره

هسینا میگه :جلتی هو ( میرم ) ( راستش نمیدونم اینجا میگه چلتی هو یا جانتی هو که جانتی

("هو اگه بگه یعنی "میدونم

(راج می گه : وان سگنت (اگه تو تلفظش اشتباه نکنم) (معنیش : یه لحظه صبر کن

(هسینا میگه : کیاهه ؟ (چیه؟

راج میگه : یه دختر ستاره ی شانس منه ، من چیکار کنم؟

(هسینا : تومهی لرکی میلی ؟( تو دختر رو دیدی ؟

(راج : یا (اره

(هسینا : تومهاری کیسمت کیلی (فکر کنم بگه قسمتی برای تویه

(راج : یا (آره
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
http://kareenakapoor-hot.forumotion.com
Amrita_K
مدیر کل سایت
مدیر کل سایت


تعداد پستها : 886
تاریخ عضویت : 2009-09-25
Age : 25
آدرس پستي : ---

پستعنوان: رد: خلاصه ی فیلمهای شاهید   3/10/2009, 5:14 am

دوباره اینجا هسینا یه چیزی میگه که نمیدونم چی میگه که راج در حین جواب دادن چوپ پشت سرشو نمیبینه و می گه اره که نزدیک بود بیوفته بعد کلی صحبت هسینا می گه که باید باهاش دوست بشه ولی راج می گه که اون دختره دیوونه..ست تازه من از قیافش خوشم نمیاد

هسینا میگه تو به چی نیاز داری ، به دوستی
.راج : ولی من چجوری و کجا پیدا کنم ، من حتی شماره ای چیزی ازش ندارم

هسینا می گه برو به جاهایی تا چیزی نصیبت بشه

خلاصه راج از هسینا خدافظی می کنه

تو خیابون بلند بلند صحبت می کنه که یدفعی عکس الهه عبادت جلوش سبز میشه و به آسمون نگاه می کنه عذر میخواد از سر خیابون میره و برمیگرده پشت سرش و واسه خودش میگه اشتباه شد دوست که ناگهان ماشینی به راج برخورد می کنه و وقتی رو زمین میوفته اول از همه به بدنش دست میزنه می بینه سالمه ، چشماشو مینده یه نفس آروم می کشه و چشماشو باز...(می کنه و میگه :یوب لری ( تو

که پریا از ماشین پیاده میشه راج تا پریا رو می بینه کفششو از پاش در میاره شروع می کنه به ..آه و ناله کردن

پریا میدویه سمت راج که وقتی قیافه ی راجو میبینه میگه : توم ، راجم علکی می گه:توم ،ها مه مه مه مه یو ، یه دکا تومنه کیا کیا ، یه تردیا پائومه ، اُ گاد ، (تو ـ تو اره من من من تو، اینو ببین با پام
(چیکار کردی ، وای خدا

(...پریا: ام ساری (ببخشیدو

.راج میگه : نه نه نزدیک بود منو بکشی

(یدفعی راج میون حرفای پریا میگه : تو کیا موجه پسندی نهی کرتیهه (چون تو از من خوشت نمیاد
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
http://kareenakapoor-hot.forumotion.com
Amrita_K
مدیر کل سایت
مدیر کل سایت


تعداد پستها : 886
تاریخ عضویت : 2009-09-25
Age : 25
آدرس پستي : ---

پستعنوان: رد: خلاصه ی فیلمهای شاهید   3/10/2009, 5:21 am

دوباره اینجا هسینا یه چیزی میگه که نمیدونم چی میگه که راج در حین جواب دادن چوپ پشت سرشو نمیبینه و می گه اره که نزدیک بود بیوفته بعد کلی صحبت هسینا می گه که باید باهاش دوست بشه ولی راج می گه که اون دختره دیوونه..ست تازه من از قیافش خوشم نمیاد
هسینا میگه تو به چی نیاز داری ، به دوستی

راج : ولی من چجوری و کجا پیدا کنم ، من حتی شماره ای چیزی ازش ندارم

هسینا می گه برو به جاهایی تا چیزی نصیبت بشه
خلاصه راج از هسینا خدافظی می کنه
تو خیابون بلند بلند صحبت می کنه که یدفعی عکس الهه عبادت جلوش سبز میشه و به آسمون نگاه می کنه عذر میخواد از سر خیابون میره و برمیگرده پشت سرش و واسه خودش میگه اشتباه شد دوست که ناگهان ماشینی به راج برخورد می کنه و وقتی رو زمین میوفته اول از همه به بدنش دست میزنه می بینه سالمه ، چشماشو مینده یه نفس آروم می کشه و چشماشو باز...(می کنه و میگه :یوب لری ( تو
که پریا از ماشین پیاده میشه راج تا پریا رو می بینه کفششو از پاش در میاره شروع می کنه به

..آه و ناله کردن
پریا میدویه سمت راج که وقتی قیافه ی راجو میبینه میگه : توم ، راجم علکی می گه:توم ،ها مه مه مه مه یو ، یه دکا تومنه کیا کیا ، یه تردیا پائومه ، اُ گاد ، (تو ـ تو اره من من من تو، اینو ببین با پام
(چیکار کردی ، وای خدا
(...پریا: ام ساری (ببخشیدو
.راج میگه : نه نه نزدیک بود منو بکشی
(یدفعی راج میون حرفای پریا میگه : تو کیا موجه پسندی نهی کرتیهه (توچرا از منو پسند نمیکنی
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
http://kareenakapoor-hot.forumotion.com
Amrita_K
مدیر کل سایت
مدیر کل سایت


تعداد پستها : 886
تاریخ عضویت : 2009-09-25
Age : 25
آدرس پستي : ---

پستعنوان: رد: خلاصه ی فیلمهای شاهید   3/10/2009, 5:23 am

راج : بولیه (بگوووووووووووووووووووو

در این میان افسر میاد میگه : مشکل چیه ؟

:پریا از ترس بلند میشه راج میگه دستمو بگیر دس راجو میگیره و بلندش میکنه ، که پریا میگه مشکلی نیست

راج میگه : نه، البته که مشکلی وجود داره، افسر می گه : خب مشکلتون چیه؟

راج به پریا میگه : خب بگو دیگه ؟

پریا : نه خواهش میکنم ، لطفا ، لطفا

راج به افسر میگه : بله ، مشکلی نیست و افسر میگه باشه و میره

پریا از راج تشکر می کنه و راج میگه من این کارو همینجوری نکردم در عوضش باید یه بار منو همراه خودت به کافی شاب ببری.

.پریا می گه: مه ضرور راتی پر

(راج میگه :نهی ، اچا ، اُکی ، آفیس سر ( نه ، خب ، باشه ، آقای افسر

....که پریا می گه : باشه ، باشه ، اسم کافی شاب رو می گه و

پریا از راج خدافظی می کنه و ماشینش رو میرونه که یدفعی راج یادش میاد که اسمشو نپرسیه پس

میگه : هی هی یه لحظه بمون ، اسم کوچیکت ؟

پریا : پریا و منم راج مالهوترا

پریا میگه : راج ،مهندس / راج : آره

بعد رفتن پریا راج از خدای خودش تشکر کنه و بعدشم با هیتین و دوست دخترش شعر میخونه

" بنام "کیسمت کنکشن
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
http://kareenakapoor-hot.forumotion.com
Amrita_K
مدیر کل سایت
مدیر کل سایت


تعداد پستها : 886
تاریخ عضویت : 2009-09-25
Age : 25
آدرس پستي : ---

پستعنوان: رد: خلاصه ی فیلمهای شاهید   3/10/2009, 5:25 am

روز بعد راج با پریا قرار میذاره و هیتین رو همراه خودش میبره ولی وقتی پریا رو میبینه متوجه میشه که پریا مشغول انجام تظاهرات با عده ای از مردمه که راج و هیتین با دیدن پریا تعجب می کنن و پشیمون میشن که چرا اومدن..ولی پریا خیلی زود متوجه ی اونا میشه و ازشون میخواد که بیان پیشش ولی راج قبول نمیکنه که تو تظاهرات شرکت کنه..ولی مجبور میشن که برن و اونا هم در تظاهرات شرکت میکنن که ناگهان پلیس میاد و همه فرار میکنن حتی پریا ولی راج و هیتین میمونن که از دست پلیس کتکم می خورن.

روز بعد راج و هیتین به جایی که پریا و کارن کار میکنن میرن که میبینن پریا و کارن مشغول بحث کردن هستن.اما براشون دست تکون میدن (منظورم راج دست تکون میده) و باهاشون مشغول صحبت کردن میشن.

اما روز بعد بازم راج و هیتین نزد آقای گیل میرن با یه پروژه.اما در اونجا منتظر پریا بودن راج با دیدن پریا ازجاش بلند میشه و باهاش سلام میکنه ولی خیلی زود منشی راج رو صدا میزنه و راج به داخل اتاق گیل میره و مشغول صحبت کردن میشه..تو این زمان پریا از جاش بلند میشه و پیش منشی میره و فکرکنم ازش میپرسه که جایی تو این شرکت هست که قهوه داشته باشه و منشی هم راهنماییش میکنه.

راج با گیل مشغول صحبت کردن میشه از دوباره که ظاهرا به مشکل برمی خوره که در همین لحظه پریا رو پشت شیشه ی اتاق گیل می بینه که با اشاره پریا از راج می پرسه که کارش به کجا رسید و راج هم ندایی از اینکه به مشکل برخورده میده و پریا بهش دلداری میده و میره.

بعد کمی صحبت گیل از راج استقبال می کنه و اونو قبول می کنه و راج در همون لحظه به شیشه ای که تا چند دقیقه ی پیش پریا در پشتش ایستاده بود نگاه می کنه و با خنده و خوشحالی به سوالهای گیل جواب میده.

از طرف دیگه پریاهم تو کارش موفق میشه.وبعد راج و پریا در کنار رودخونه ی بسیار بزرگی میشینن و با هم صحبت می کنن و پریا هم از راج تشکر میکنه.روز بعد راج و پریا باهم در خیابون قدم میزدن که بعدش میرن روی یه صندلی میشینن که بعدش پریا از راج می پرسه که تاحالا عاشق شده یا نه و راجم جوابشو میده میگه آره و بعدشم شعر میخونن
.
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
http://kareenakapoor-hot.forumotion.com
Amrita_K
مدیر کل سایت
مدیر کل سایت


تعداد پستها : 886
تاریخ عضویت : 2009-09-25
Age : 25
آدرس پستي : ---

پستعنوان: رد: خلاصه ی فیلمهای شاهید   3/10/2009, 5:27 am

وقتی شعرشونو میخونن تموم میکنن راج کارن رو میبینه و به پریا نشونش میده که میبینن که اون دختره مایاهم همراه کارنه و بعد کلی صحبت کارن و پریا باهم میرن و راجم تنها میره.بعدش نمیدونم چی میشه که دیو به یکی از دوستاش میگه که به راج زنگ بزنه و باهاش معامله کنه و راجم از روی نادانی معامله رو قبول میکنه.راج همراه هیتین به جایی که پریا در اونجا کار میکنه میره وقتی به اونجا نزدیک میشه میبینه همه به سرعت میدون و داخل میرن وقتی راج به داخل میره میبینه

که کارن داره از پریا خواستگاری میکنه و با اسرار جمع پریا به کارن جواب مثبت میده و یه انگشترو دست پریا میکنه.بعدش یه جشن می گیرن و راج در اون جشن شعر میخونه و میرقصه.صبح روز بعد راج و هیتین بطرف شرکت گیل میرن ولی ظاهرا بازم بخت و اقبال بد به راج رو میکنه چون وقتی سوار ماشین میشه هرچی استارت میزنه ماشینش روشن نمیشه و دادو فریادشو بر سر هیتین بیچاره می کشه.خیلی زود از ماشین پیاده میشه و سر خیابون میره و ماشین میگیره و برمی گرده به هیتین میگه که همه ی کارا رو من باید بکنم که اینجا یه سری سوار تاکسی میشن و تاکسی میره پس راج تموم راهو میدویه

و هیتین بدنبالش.اما تواین مدت دیو با کارای بزرگی که میخواست انجام بده جای خودشو پیش گیل میگیرهالبته فکر می کنم در این جا راج می فهمه که هدف دیو از اون معامله چی بوده و هیتین هم در همین جا حرفایی رو که تو دلش نگهداشته بود به راج بر میگردونه (البته من خودمم قضیه معامله رو نمیدونم چیه؟؟)میون غرغرای هیتین راج میگه من میرم دستشویی .تو راه رسیدن به دستشویی یه مرده تقریبا سیاه رو میبینه ازش 2 تا سیگار می گیره.

داخل یکی از دستشویی ها میره و دوتا سیگاری رو که روشن کرده بود رو روی لبه ی توالت فرنگی میزاره..روی سقف یه چیزی بود که شکل تهویه هوا که توی دستشویی ها میزارن البته فکر کنم فرقش زیاد باشه چون وقتی دود سیگار به داخل اون میره بعد از چند دقیقه زنگ خطر به صدا در میاد.

خب حالا برگردیم به ادامه داستانمون...
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
http://kareenakapoor-hot.forumotion.com
Amrita_K
مدیر کل سایت
مدیر کل سایت


تعداد پستها : 886
تاریخ عضویت : 2009-09-25
Age : 25
آدرس پستي : ---

پستعنوان: رد: خلاصه ی فیلمهای شاهید   3/10/2009, 5:29 am

راج و هیتین نزد گیل میرن که راج از پروژه های خودش برای گیل میگه که کم کم یه بویی به مشام راج میخوره و کمی نمیگذره که زنگ خطر به صدا در میاد.منشی میاد به گیل میگه که باید اتاقو ترک کنه و بعد اینکه گیل میره راج خوشحال میشه.

راج بلافاصله نزد بانو حسینا جان میره.راج به حسینا میگه که پریا ازدواج کرده و باید خودش چیکار کنه و حسینا هم راهنماییش می کنه.راج و هیتین به شرکت کارن میرن ولی کسی رو در اونجا نمیبینن وقتی وارد اتاق کارن میشن ناگهان صدای خنده میشن دری که داخل اتاقش بود رو بازمیکنن که کارن رو همراه مایا در حال بقل و آغوش و کلا صحنه های زشت می بینن با خودشون می گن مگه کارن با پریا ازدواج نکرده.

پس با نقشه ای که مثلا نمیدونن داخل اتاق چه خبره میرن تو که کارن بسیار خجالت می کشه.پس همراه کارن به کافی شاب میرن و در اونجا در همین رابطه صحبت میکنن.

بعد از اوجا نمیدونم کجا میرن یه خونست که راج با دوست دخترش البته راج دوسش نداره ها تو کافی شاب این دختره انتخابش کرد و کارن هم در کنار مایا بازهم درحال انجام دادن کارای ... هستش که ناگهان راج پریا رو میبینه ..دست و اشو گم می کنه که مبادا کارنو ببینه که متاسفانه پریا کارنو میبینه و پیشش میره یه سیلی در گوشش میزنه و میره ..راج سعی می کنه پریا رو دلداری بده پریا نامزدیشو با راج بهم میزنه.

صبح روز بعد بازم هیتین و راج به شرکت گیل میرن که میبین زن گیل غرغر کنان همراه گیل میاد وقتی گیل متوجه حضور راج و هیتین میشه میگه که چرا نشستن برن ..زنش میگه بشنین خلاصه راج مشکلشو به گیل میگه که در همین لحظه پریا میاد و زن گیل میگه که چقدر پریا شبیه دخترش میمونه خلاصه بازم بخاطر شانسی که پریا به راج میده ،گیل با نظر راج موافقت میکنه
.
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
http://kareenakapoor-hot.forumotion.com
Amrita_K
مدیر کل سایت
مدیر کل سایت


تعداد پستها : 886
تاریخ عضویت : 2009-09-25
Age : 25
آدرس پستي : ---

پستعنوان: رد: خلاصه ی فیلمهای شاهید   3/10/2009, 5:30 am

پریا راجو به یه جایی میبره که بسیار بزرگه (یه چیزی مثه خونه که راج اونجا می پسنده اینجاهارو نمیدونم چی میشه البته شک دارم پس اونجوری که فهمیدم میگم.)

راج این طرحو به پروژه اش اضافه میکنه و به گیل نشون میده و گیلم بسیار خوشش میاد.

راج همراه پریا به داخل یه کشتی میرن که البته کسای زیادی توش هستن.راج از پریا میپرسه که دوست داره کسی رو که باهاش ازدواج میکنه چه جوری باشه و پریا هم براش میگه.راج سراغ حسینا میره و بهش میگه که همه چیز درست شده.

اما چند روز میگذره که ازیکی از دوستای دیو میاد و به پریا میگه که باید اونجایی رو که کار می کردن خیلی زود تخلیه کنن در اینجا مرده میگه که راج این پروژه رو بهمون داده.


راج تو خونش دنبال نمیدونم فکر کنم همون پروژه می گرده ولی پیداش نمیکنهکه پریا درحالی که پروژه رو دست داره میاد و به راج میگه که دنبال چی می گرده ، راج با دین برگه ها دست پریا تعجب میکنه و قضیه رو براش میگه..و پریا هم راجو ترک می کنه و تصمیم میگیره که از اونجا بره.

راج برای ادای دینش تصمیم میگیره خونشو بفروشه هیتین هرکاری می کنه که جلوی راجو بگیره راج قبول نمیکنه.هیتین نزد پریا میره و ماجرا رو براش میگه.پریابه همون رودخونه ای که همیشه میرفت میره و با اون دوست پیرش بومن ایانی صحبت می کنه..پیرمرده از پریا میپرسه که مشکلش چیه و چرا ناراحته؟

پریا هم براش میگه.پس پیرمرده پریا رو به همونجایی که راج باید پروژه شو توضیح میداد میبره.بعد از پایان توضیح پروژه همه ب راج مخالفت میکنن چون طرح پروژه اش عوض شده بود.پریا نزد راج میره و همدیگرو بغل میکنن و بومن ایرانی کلی صحبت میکنه برای مخالفین راج وخلاصه به هم میرسن
.
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
http://kareenakapoor-hot.forumotion.com
Amrita_K
مدیر کل سایت
مدیر کل سایت


تعداد پستها : 886
تاریخ عضویت : 2009-09-25
Age : 25
آدرس پستي : ---

پستعنوان: رد: خلاصه ی فیلمهای شاهید   3/10/2009, 5:33 am

خب دوستان اینم از داستان کیسمت کانکشنم..خیلی زیاده شرمنده!!!!
ولی قشنگه..
اگه نظرتونم راجبش بگین خیلی خوبه
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
http://kareenakapoor-hot.forumotion.com
محتوى إعلاني




پستعنوان: رد: خلاصه ی فیلمهای شاهید   اليوم في 1:23 pm

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
 
خلاصه ی فیلمهای شاهید
مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه 
صفحه 1 از 1

صلاحيات هذا المنتدى:شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد
سایت فارسی زبان کارینا کاپور :: شــــاهید کاپور(Shahid Kapoor)-
پرش به: